محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4596

تاريخ الطبرى ( فارسي )

كسانى از مردم شام كه همراهشان بودند حركت كردند و قصر را رها كردند كه محمد ابن خالد وارد آن شد و صبحگاه روز جمعه كه صبح روز دوم كشته شدن قحطبه بود خبر يافت كه حوثره و كسانى كه همراه وى بوده‌اند به شهر ابن هبيره فرود آمده‌اند و او براى حركت سوى محمد آماده است ، وقتى همراهان محمد از ورود حوثره به شهر ابن هبيره و حركت وى براى نبرد با محمد خبر يافتند بيشترشان از دور وى پراكنده شدند مگر وابستگانش و گروهى سوار از سواران مردم يمن كه از مروان گريخته بودند . گويد : ابو سلمهء خلال كه هنوز آشكار نشده بود ، كس پيش وى فرستاد و دستور داد كه از قصر برون شود و به طرف پائين فرات رود كه چون همراهان وى اندكند و همراهان حوثره بسيار ، بر او بيمناك است ، هنوز خبر هلاكت قحطبه به هيچ يك از دو گروه نرسيده بود ، اما محمد بن خالد نخواست چنين كند ، تا وقتى كه روز برآمد . گويد : وقتى حوثره خبر يافت كه همراهان محمد بن خالد اندكند و بيشتر كسان از يارى وى بازمانده‌اند ، آماده شد كه سوى محمد حركت كند ، محمد در قصر بود كه يكى از طليعه داران وى بيامد و گفت : « سپاهى از مردم شامى مىرسد . » گويد : محمد گروهى از وابستگان خويش را به مقابلهء آنها فرستاد كه بر در خانهء عمر بن سعد بماندند تا پرچمهاى مردم شامى نمودار شد و براى نبرد آنها آماده شدند ، شاميان بانگ برآوردند كه ما از مردم بجيله‌ايم ، مليح بن خالد بجلى نيز با ماست ، آمده‌ايم كه به اطاعت امير در آييم ، و در آمدند . گويد : پس از آن سپاهى بزرگتر از آن آمد به سالارى يكى از خاندان بجدل ، وقتى حوثره اين رفتار ياران خويش را بديد با كسانى كه همراه وى بودند سوى واسط رفت .